پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۷

دوش بی او شمع بزم ما ز حد افزون گریست

تا سحرگه جام خون خورد و صراحی خون گریست

دی گذشت از سینه تیر ناز و امشب چشمِ زخم

تا سحر در آرزوی تیر دیگر خون گریست

سر نزد یک دانه از کشت امید من ز خاک

گرچه چشمم سال‌ها بر کوه و بر هامون گریست

دی ز قحط خون لب تیغش ز زخمم تر نشد

چشم من دریای خون امشب ندانم چون گریست!

گر به قدر حال خود فیّاض باید گریه کرد

تا قیامت می‌توان بر طالع وارون گریست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۹عشق میدانی است کانجا غیر مردی کار نیست
  2. شمارهٔ ۱۸۰در شب غم همدمم جز آه بی‌تأثیر نیست
  3. شمارهٔ ۱۸۱حسن صورت از بتان چون طبع آتشناک نیست
  4. شمارهٔ ۱۸۲صید ما را تا ابد آزادی از دنبال نیست
  5. شمارهٔ ۱۸۳تلخ‌کامی‌های ما از گردش ایّام نیست
  6. شمارهٔ ۱۸۴دل که بی‌زخم تو باشد به جهان خرّم نیست
  7. شمارهٔ ۱۸۵عشقبازان را سرود عیش گفتن رسم نیست
  8. شمارهٔ ۱۸۶ذرّه‌ای نیست که آیینة دیدار تو نیست
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.