پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۷

عشوه‌اش چون در چمن آیین لطف و ناز بست

رنگ بر رخسار گل صد ره شکست و باز بست

بلبلان را شرم رویش ناله بر منقار دوخت

قمریان را سرو نازش جلوة پرواز بست

کیست یارب این شکارافکن که دوران بهر آن

بر سمند آسمان از مِهر طبل باز بست

نغمة جان بخشد امشب مطرب ما جای تار

رشتة جان مسیحا گوییا بر ساز بست

از نگاه ناز شیرین کوه سنگِ سرمه شد

لیک نتوانست یک دم تیشه را آواز بست

گر نگردد صید ما فیّاض آهوی مراد

می‌توان خود بر کمان تیری به این انداز بست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۹تا صبا طرف نقاب از روی رخشانی شکست
  2. شمارهٔ ۱۷۰چون مُهر لب به شکوة آن تندخو شکست
  3. شمارهٔ ۱۷۱درمانده دل به کار من و من به کار دوست
  4. شمارهٔ ۱۷۲موسی اگر ندارد تاب نگاه دوست
  5. شمارهٔ ۱۷۳گر تو پنداری بتان را بی‌وفایی نیست هست
  6. شمارهٔ ۱۷۴از هستی تو عالم دیوانه پر شدست
  7. شمارهٔ ۱۷۵در خشک و ترِ طاعت ما چشم تری نیست
  8. شمارهٔ ۱۷۶بازم از نو به کمین غمزة پنهانی هست
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.