پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۶

باز با مژگان ما سیلاب عهدی تازه بست

کوتوال چرخ از آهم در دروازه بست

صرصر آسودگی بازم پریشان کرده بود

گردباد عشق اجزای مرا شیرازه بست

بسکه می‌بالد ز ذوق خود نگنجد در نیام

تا عذار تیغ او از رنگ خونم غازه بست

در دیار عشق رسم گفتگو هرگز نبود

عندلیب نو درآمد تازه این آوازه بست

در غم آغوش او فیّاض نتوانم دمی

همچو زخم تازه آغوش خود از خمیازه بست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۸در گلستان طفل شبنم تا به دوش گل نشست
  2. شمارهٔ ۱۶۹تا صبا طرف نقاب از روی رخشانی شکست
  3. شمارهٔ ۱۷۰چون مُهر لب به شکوة آن تندخو شکست
  4. شمارهٔ ۱۷۱درمانده دل به کار من و من به کار دوست
  5. شمارهٔ ۱۷۲موسی اگر ندارد تاب نگاه دوست
  6. شمارهٔ ۱۷۳گر تو پنداری بتان را بی‌وفایی نیست هست
  7. شمارهٔ ۱۷۴از هستی تو عالم دیوانه پر شدست
  8. شمارهٔ ۱۷۵در خشک و ترِ طاعت ما چشم تری نیست
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.