پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۵

چه شد که عشوه دگر مست خویشتن‌داریست

کرشمه صید فریبی نگاه پرکاریست

بلا به چین سر زلف غمزه زندانیست

اجل به سایة مژگان ناز زنهاریست

مدار ناله به مرغوله‌های زنجیرست

قرار گریه به پیمانه‌های سرشاریست

من از تبسّم مژگان ناز دانستم

که زخم تیر نگاه تو در دلم کاریست

دگر به پیش تو خود را به خواب می‌بینم

ندانم این‌که به خوابست یا به بیداریست

جهانیان همه حیران کار و بار منند

کسی که کار من آسان گرفته دستاریست

هوای چشم تو پنهان نمی‌توان کردن

که جلوة گل مستی همیشه دشواریست

شد از ادای زلیخا و یوسف این معلوم

که حسن پرده‌نشین است و عشق بازاریست

دمید سبزة خط گرد عارضش فیّاض

تو فارغی و هنوز اول گرفتاریست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۷عشوه‌اش چون در چمن آیین لطف و ناز بست
  2. شمارهٔ ۱۶۸در گلستان طفل شبنم تا به دوش گل نشست
  3. شمارهٔ ۱۶۹تا صبا طرف نقاب از روی رخشانی شکست
  4. شمارهٔ ۱۷۰چون مُهر لب به شکوة آن تندخو شکست
  5. شمارهٔ ۱۷۱درمانده دل به کار من و من به کار دوست
  6. شمارهٔ ۱۷۲موسی اگر ندارد تاب نگاه دوست
  7. شمارهٔ ۱۷۳گر تو پنداری بتان را بی‌وفایی نیست هست
  8. شمارهٔ ۱۷۴از هستی تو عالم دیوانه پر شدست
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.