پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۲

موسی اگر ندارد تاب نگاه دوست

گستاخ گو مرو به سوی جلوه‌گاه دوست

با خون صد شهید به میزان برابرست

خونی که صرف آبله گردد به راه دوست

ناز سپیده‌دم چه کشم، چون برآمدست

خورشید من ز مشرق زلف سیاه دوست

روز جزا اگر طلب خون خود کنم

عالم بود گواه من و من گواه دوست

فیّاض جرم بی‌گنهی قاتل تو شد

روز جزا بس است همین عذرخواه دوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۴از هستی تو عالم دیوانه پر شدست
  2. شمارهٔ ۱۷۵در خشک و ترِ طاعت ما چشم تری نیست
  3. شمارهٔ ۱۷۶بازم از نو به کمین غمزة پنهانی هست
  4. شمارهٔ ۱۷۷دوش بی او شمع بزم ما ز حد افزون گریست
  5. شمارهٔ ۱۷۸جز زلف تو ما را سر سودای دگر نیست
  6. شمارهٔ ۱۷۹عشق میدانی است کانجا غیر مردی کار نیست
  7. شمارهٔ ۱۸۰در شب غم همدمم جز آه بی‌تأثیر نیست
  8. شمارهٔ ۱۸۱حسن صورت از بتان چون طبع آتشناک نیست
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.