پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۳

گر ز زلف آزاد گشتم دام کاکل در پی است

گر نگه رد شد ز من تیر تغافل در پی است

بهره‌ای گلچین ازین گل‌ها که چیدی کی بری

هر یکی را صد هزاران چشم بلبل در پی است

یا سر زلف تو، یا بیداد گردون، یا رقیب

هر کجا رفتم مرا دست تطاول در پی است

یار می‌آید خرامان و رقیبش پیش پیش

جای رنجش نیست یاران خار را گل در پی است

غم مخور فیّاض اگر از بزم او گشتی جدا

سهل باشد هر ترقّی را تنزّل در پی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۵چه شد که عشوه دگر مست خویشتن‌داریست
  2. شمارهٔ ۱۶۶باز با مژگان ما سیلاب عهدی تازه بست
  3. شمارهٔ ۱۶۷عشوه‌اش چون در چمن آیین لطف و ناز بست
  4. شمارهٔ ۱۶۸در گلستان طفل شبنم تا به دوش گل نشست
  5. شمارهٔ ۱۶۹تا صبا طرف نقاب از روی رخشانی شکست
  6. شمارهٔ ۱۷۰چون مُهر لب به شکوة آن تندخو شکست
  7. شمارهٔ ۱۷۱درمانده دل به کار من و من به کار دوست
  8. شمارهٔ ۱۷۲موسی اگر ندارد تاب نگاه دوست
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.