پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۱

امشب دگر نگاه کجت جاودانه است

کج مج زبانی سر زلفت بهانه است

رخشت که زیر پا فلکش برقرار نیست

سرگرم کرده نگهت، تازیانه است

سرسبز باد قامت نخل بلند تو

کاندر میان سبزقبایان یگانه است

بانگ نماز مژدة سیماب می‌دهد

در گوش من که حلقه به گوش ترانه است

فیّاض جان فدایش اگر می‌کنی سزاست

معشوق من که هر سر مو عاشقانه است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۳گر ز زلف آزاد گشتم دام کاکل در پی است
  2. شمارهٔ ۱۶۴برفروزد جان و تن با آنکه داغ دل یکی‌ست
  3. شمارهٔ ۱۶۵چه شد که عشوه دگر مست خویشتن‌داریست
  4. شمارهٔ ۱۶۶باز با مژگان ما سیلاب عهدی تازه بست
  5. شمارهٔ ۱۶۷عشوه‌اش چون در چمن آیین لطف و ناز بست
  6. شمارهٔ ۱۶۸در گلستان طفل شبنم تا به دوش گل نشست
  7. شمارهٔ ۱۶۹تا صبا طرف نقاب از روی رخشانی شکست
  8. شمارهٔ ۱۷۰چون مُهر لب به شکوة آن تندخو شکست
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.