پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۰

مگو ز عقل که دام فریب خودرایی‌ست

مبین به علم که آیینة خودآرایی‌ست

کسی که بادة تحقیق خورده می‌داند

که اعتراف به جهل از کمال دانایی‌ست

جهان ز حیرت حسن تو نقش دیوارست

فضای دهر به عهد تو کُنج تنهایی‌ست

تمام دهر زآزاده‌ای نشان ندهد

که سرو هم به چمن زیر بار رعنایی‌ست

به دست وصل دل پاره‌پاره‌ای دارم

که خون تپیده‌تر از حسرت تماشایی‌ست

اگرچه عقل جنون‌پرور و جنون خودروست

به گل چه باج دهد لاله‌ای که صحرایی‌ست؟

تصرّفی که دلم از جمال لیلی دید

هنوز مجنون سرگرم دشت‌پیمایی‌ست

نظاره‌ام ز تو گل چید و جای رنجش نیست

به باغبان نکند عیب کس، که یغمایی‌ست

به هر چه می‌نگرم روی اوست در نظرم

که گفته است طلب‌کار یار، هر جایی‌ست؟

نظارگان تو سر در کف خطر دارند

که هر نگاه تو خونیّ صد تماشایی‌ست

ز بی‌مضایقگی‌های عشق دانستم

که بر جنون نزدن نقص در شکیبایی‌ست

زلاف محرمی کوی دوست شد معلوم

که عقل با همه تمکین هنوز سودایی‌ست

چنین که از تو گل و لاله می‌فریبندم

سزد که طعنه زند دشمنم که هر جایی‌ست

مرا دلیست که چون قطره لجّه‌آشامست

چه نقص کشتی گرداب را که دریایی‌ست

به یمن همّت بدنامی از خطر رستم

که پرده‌پوشی عشق است هر چه رسوایی‌ست

به ذوق گوشه‌نشینی مبند دل زنهار

که سعی گمشدگی‌ها تلاش پیدایی‌ست

به محفلی که هنر عیب‌پوش شد فیّاض

ندیدن هنر خویش عین بینایی‌ست

بست دوست ز دنیا و آخرت فیّاض

سخن یکی‌ست دگرها عبارت‌آرایی‌ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۲سودای تو از جان وفاکیش نرفتست
  2. شمارهٔ ۱۶۳گر ز زلف آزاد گشتم دام کاکل در پی است
  3. شمارهٔ ۱۶۴برفروزد جان و تن با آنکه داغ دل یکی‌ست
  4. شمارهٔ ۱۶۵چه شد که عشوه دگر مست خویشتن‌داریست
  5. شمارهٔ ۱۶۶باز با مژگان ما سیلاب عهدی تازه بست
  6. شمارهٔ ۱۶۷عشوه‌اش چون در چمن آیین لطف و ناز بست
  7. شمارهٔ ۱۶۸در گلستان طفل شبنم تا به دوش گل نشست
  8. شمارهٔ ۱۶۹تا صبا طرف نقاب از روی رخشانی شکست
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.