پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۶

جز تو عاشق را کسی کی سر به صحرا داده است

سرو قمری را ببین بر فرق خود جا داده است

دل چنان نشکست کز سعی توام گردد درست

سنگ بیداد تو داد شیشه‌ی ما داده است

وسعت میدان همّت بین که خرج گریه را

دل ز دریا مشربی عمریست تنها داده است

بسکه از غم خوردنم کم دستگه شد روزگار

قسمت امروز از غم‌های فردا داده است

ناتوان بستر درد تو از بهر علاج

کافرم گر نبض در دست مسیحا داده است

بی‌غمی‌ها کشتی‌ام را خوش به ساحل رانده بود

گریه را نازم که بازم سر به دریا داده است

لذّت آوارگی فیّاض باز از کوی عقل

سر به صحرای جنونم بی‌محابا داده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۸باز ذوق عاشقی بر عقل زور آورده است
  2. شمارهٔ ۱۵۹تا همچو گل پیاله شکفتن گرفته است
  3. شمارهٔ ۱۶۰مگو ز عقل که دام فریب خودرایی‌ست
  4. شمارهٔ ۱۶۱امشب دگر نگاه کجت جاودانه است
  5. شمارهٔ ۱۶۲سودای تو از جان وفاکیش نرفتست
  6. شمارهٔ ۱۶۳گر ز زلف آزاد گشتم دام کاکل در پی است
  7. شمارهٔ ۱۶۴برفروزد جان و تن با آنکه داغ دل یکی‌ست
  8. شمارهٔ ۱۶۵چه شد که عشوه دگر مست خویشتن‌داریست
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.