پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۵

جسم خاکی گر بمیرد آتش جان زنده است

گرد میدان گر نباشد مرد میدان زنده است

بهر خامی‌ها جفای روزگاران کیمیاست

آتش افسردگان دایم به دامان زنده است

گر ننالد کس چه فرق از زندگی تا مردگی

گر نه بلبل، کس چه داند در گلستان زنده است!

عشق باقی شد که فانی در بقای حسن شد

هر که یوسف دید داند پیر کنعان زنده است

اشک، جان می‌کاهد امّا عمر افزون می‌کند

تا ابد از نسبت لعلش بدخشان زنده است

با بزرگی شیوة کوچک‌دلی‌ها پیشه کن

تا ابد زین شیوه‌‌ها نام بزرگان زنده است

آرزوی طوف مشهد مرده را جان می‌دهد

تا ابد فیّاض بر یاد خراسان زنده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۷با وجود ضعف کی ما را کس از جا برده است
  2. شمارهٔ ۱۵۸باز ذوق عاشقی بر عقل زور آورده است
  3. شمارهٔ ۱۵۹تا همچو گل پیاله شکفتن گرفته است
  4. شمارهٔ ۱۶۰مگو ز عقل که دام فریب خودرایی‌ست
  5. شمارهٔ ۱۶۱امشب دگر نگاه کجت جاودانه است
  6. شمارهٔ ۱۶۲سودای تو از جان وفاکیش نرفتست
  7. شمارهٔ ۱۶۳گر ز زلف آزاد گشتم دام کاکل در پی است
  8. شمارهٔ ۱۶۴برفروزد جان و تن با آنکه داغ دل یکی‌ست
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.