پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۹

جهان ز عکس رخت پرگل است و یاسمن است

نهال قد تو سرو بلند این چمن است

تو رحم اگر نکنی بر دلم کسی چه کند؟

تنت به ناز برآورده‌ام گناه من است

ز یار شکوه ندارم خدای می‌داند

که شکوه‌ام ز دل بی‌قرار خویشتن است

به حیرتم که به گرد چه انجمن کردم

که یاد روی تو شمع هزار انجمن است

شکفته‌رویی گل از شکفته‌رویی تست

اگرچه تنگ‌دلی‌های غنچه زان دهن است

طلسم بند قبا را شکسته‌ایم ولی

هزار عقده هوس را ز بند پیرهن است

کسی که دم نزد از دشمنی ما فیّاض

همین گمان به تو داریم و در تو هم سخن است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۱آه جگر ماست که آتش شرر اوست
  2. شمارهٔ ۱۵۲تنها نه دیده‌ام به رخ نازنین تست
  3. شمارهٔ ۱۵۳دستگاه حسن لیلی گوشه‌ای از کار تست
  4. شمارهٔ ۱۵۴تا به رخسار تو زلف مشک‌فام افتاده است
  5. شمارهٔ ۱۵۵جسم خاکی گر بمیرد آتش جان زنده است
  6. شمارهٔ ۱۵۶جز تو عاشق را کسی کی سر به صحرا داده است
  7. شمارهٔ ۱۵۷با وجود ضعف کی ما را کس از جا برده است
  8. شمارهٔ ۱۵۸باز ذوق عاشقی بر عقل زور آورده است
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.