پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۸

به هنر فخر نکردن هنر مردانست

گهر خویش شکستن گهر مردانست

تن به شمشیر ستم درده و آسوده نشین

از سر خویش گذشتن سپر مردانست

بر سر کوچة مردی گذری کن کانجا

کیمیا چشم به راه نظر مردانست

سنگ بر شیشة مستی زن و فیروزی بین

این شکستی است که در وی ظفر مردانست

آنچه در مایدة هر دو جهان حاضر نیست

چشم اگر باز کنی ماحضر مردانست

سنگ بالین کن و آنکه مزة خواب ببین

تا بدانی که چه در زیر سر مردانست

میل پروازت اگر هست گرانی بگذار

که سبکروحی دل بال و پر مردانست

دل فهمیدن اسرار نداری ورنه

زیر هر سنگ که پرسی خبر مردانست

راه بیراه بریدن روش اهل دلست

گام بی‌گام نهادن سفر مردانست

شجر بارور خلد که طوبی لقب است

خار خشکی است که در بوم و بر مردانست

قلعة چرخ نشاید به هر اندیشه گشاد

که کلید درش آه سحر مردانست

شکوة چرخ مکن لایق آزار نیی

دست بیداد فلک در کمر مردانست

راه این طایفه هر چند خطیرست مترس

که سلامت روی دل خطر مردانست

در فراغتگه تسلیم زسنگ در دوست

بالش نرمی در زیر سر مردانست

بندة فیض مسیحای زمان شو فیّاض

که به ارشاد معانی پدر مردانست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۰به لب تا نغمة عیشم قرین است
  2. شمارهٔ ۱۵۱آه جگر ماست که آتش شرر اوست
  3. شمارهٔ ۱۵۲تنها نه دیده‌ام به رخ نازنین تست
  4. شمارهٔ ۱۵۳دستگاه حسن لیلی گوشه‌ای از کار تست
  5. شمارهٔ ۱۵۴تا به رخسار تو زلف مشک‌فام افتاده است
  6. شمارهٔ ۱۵۵جسم خاکی گر بمیرد آتش جان زنده است
  7. شمارهٔ ۱۵۶جز تو عاشق را کسی کی سر به صحرا داده است
  8. شمارهٔ ۱۵۷با وجود ضعف کی ما را کس از جا برده است
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.