پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۵

عشق را پیغمبرم داغ جنون تاج منست

این غزل‌های بلند تازه معراج منست

کرده تسخیر دو عالم آهم از اقبال عشق

گردن گردون به زیر منّت تاج منست

مجلسم را منّت شمع مه و خورشید نیست

طلعت من روشنی‌بخش شب داج منست

اهل معنی خوشه‌چین خرمن فکر منند

زلف خوبان معانی لفظ کج واج منست

برده بودم هر دو عالم را ولی در باختم

چون کنم در نرد طاقت! عشق لیلاج منست

در پناه عشق استغنا به گردون می‌زنم

بر سر تیر تغافل، چرخ آماج منست

رفت فیّاض آنکه دشمن می‌زد استغنا به من

این زمان چرخش به یمن عشق محتاج منست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۷بی‌روی تو تا چشم صراحی نگرانست
  2. شمارهٔ ۱۴۸به هنر فخر نکردن هنر مردانست
  3. شمارهٔ ۱۴۹جهان ز عکس رخت پرگل است و یاسمن است
  4. شمارهٔ ۱۵۰به لب تا نغمة عیشم قرین است
  5. شمارهٔ ۱۵۱آه جگر ماست که آتش شرر اوست
  6. شمارهٔ ۱۵۲تنها نه دیده‌ام به رخ نازنین تست
  7. شمارهٔ ۱۵۳دستگاه حسن لیلی گوشه‌ای از کار تست
  8. شمارهٔ ۱۵۴تا به رخسار تو زلف مشک‌فام افتاده است
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.