پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۱

عکس رخ جانانه که در منزل چشم است

شمعی است که افروخته در محفل چشم است

جز خون دل و لخت جگر بار ندارد

این ریشة دردی که در آب و گل چشم است

دل خود به خیال تو تسلّی است ولیکن

از حسرت دیدار تو خون در دل چشم است

تا خون نخورد دل، نشود دیده گلستان

محصول دلست اینکه مرا حاصل چشم است

از ضعف زمانی ز تپیدن ننشیند

فیّاض دل خون شده‌ام بسمل چشم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۳تا بوی زلف یار در آبادی منست
  2. شمارهٔ ۱۴۴عشق بازی جستجوی یار در دل کردنست
  3. شمارهٔ ۱۴۵عشق را پیغمبرم داغ جنون تاج منست
  4. شمارهٔ ۱۴۶درون پرده نه پنهان عذار جانانست
  5. شمارهٔ ۱۴۷بی‌روی تو تا چشم صراحی نگرانست
  6. شمارهٔ ۱۴۸به هنر فخر نکردن هنر مردانست
  7. شمارهٔ ۱۴۹جهان ز عکس رخت پرگل است و یاسمن است
  8. شمارهٔ ۱۵۰به لب تا نغمة عیشم قرین است
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.