پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۶

سراپا شعله گردیدست کاینم جامة آل است

سپند جان ما را کرده در آتش که این خال است

چو برطرف رخ او زلف را دیدم یقین کردم

که روز وصل را شام فراقی هم به دنبال است

طریق دل خطرناک است زین جا سرسری مگذر

درین ره کمتر از زال است اگر خود رستم زال است

ز نقش غم دل آسوده در عالم نمی‌بینم

چو نیکو بنگری آیینه هم در زنگ تمثال است

نمی‌دانیم طرز قیل و قال بی‌غمان فیّاض

مدار ما نفس فرسودگان بر صحبت حال است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۸تو سروری سرفرازی بر تو ختم است
  2. شمارهٔ ۱۳۹چون نسیمم در ره عشق تو نقش پا گم است
  3. شمارهٔ ۱۴۰مو به موئیم دل و بهر غم یار کم است
  4. شمارهٔ ۱۴۱عکس رخ جانانه که در منزل چشم است
  5. شمارهٔ ۱۴۲ز عکس زلف تو آیینه سنبلستانست
  6. شمارهٔ ۱۴۳تا بوی زلف یار در آبادی منست
  7. شمارهٔ ۱۴۴عشق بازی جستجوی یار در دل کردنست
  8. شمارهٔ ۱۴۵عشق را پیغمبرم داغ جنون تاج منست
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.