پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۶

صحرا خوش است و دشت خوش است و چمن خوش است

هر جا که هست غیر دل تنگ من خوش است

در زندگی فراغت خاطر چه آرزوست!

این‌آرزو خوش است ولی در کفن خوش است

از گفت‌وگو دری نگشاید به روی دل

خاکم ازین مجادله مُهرِ دهن خوش است

پیچیده در لباس بدن نیش زندگی

خاک عدم عبیر برین پیرهن خوش است

تیغ تو چاک تازه به جیب دلم فکند

این رخنه تا به دامن امید من خوش است

هرگز به کار عشق نیاید دل درست

دل همچو زلف یار شکن در شکن خوش است

فیّاض زخم تازه به مرهم رفو مکن

کاین زخمِ دل شکاف چو گردد کهن خوش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۸ناز آتش، غمزه آتش، خویِ سرکش آتش است
  2. شمارهٔ ۱۲۹چارة ما بیدلان در دفع سودا آتش است
  3. شمارهٔ ۱۳۰تجرید و تجرّد ره کاشانه عشق است
  4. شمارهٔ ۱۳۱کمان آهِ که یارب کشیده تا گوش است؟
  5. شمارهٔ ۱۳۲ز رنگِ می به رخت تا نقاب در پیش است
  6. شمارهٔ ۱۳۳چمن به خرّمی و گل به بار نزدیک است
  7. شمارهٔ ۱۳۴کار دلم در شکنج زلف تو تنگ است
  8. شمارهٔ ۱۳۵هر خس به باغ ما گل و هر زاغ بلبل است
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.