پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷

دلم پای‌بند نسیم بهارست

جنون بر سر پای در انتظارست

خراشیده رخسارِ کاهیّ عاشق

به بازار خوبان زر سکه‌دارست

دل از مهر زلف و رخش برنگیرم

که از کفر و ایمان مرا یادگارست

مرا سوخت هجر تو صد ره ولیکن

همان دل به وصل تو امّیدوارست

چه شد یار فیّاض اگر با رقیب است

به کام توهم می‌شود، روزگارست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۹مگر از عشق نگاری به دلش تأثیرست
  2. شمارهٔ ۱۲۰دل تهی از خون شد و دیده چو کوثر پرست
  3. شمارهٔ ۱۲۱منم که مرغ دلم صید عشوه و نازست
  4. شمارهٔ ۱۲۲گهی که دیده نه بر روی آن صنم بازست
  5. شمارهٔ ۱۲۳تا به روی تو در غمکدة من بازست
  6. شمارهٔ ۱۲۴نی همین ناز تو تنها بهر قتل ما بس است
  7. شمارهٔ ۱۲۵اختر بی‌نور ما شمع مزار ما بس است
  8. شمارهٔ ۱۲۶صحرا خوش است و دشت خوش است و چمن خوش است
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.