پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸

گذشت موسم گل لیک یار جلوه‌گرست

چمن خزان شد و ما را بهار در نظرست

به دل هوای سفر دارم و ندارم پای

بس است، آرزوی من همیشه در سفرست

ز نقل و باده چه ذوقست تلخ‌کامی را

که باده خون دل و نقل، پارة جگرست

به جوی شیر چه دلبستگی‌ست شیرین را

که شیرِ صحبت پرویز قسمت شکرست

عجب که کام من از یار رو دهد فیّاض

که کام من دگر و کام یار من دگرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰دل تهی از خون شد و دیده چو کوثر پرست
  2. شمارهٔ ۱۲۱منم که مرغ دلم صید عشوه و نازست
  3. شمارهٔ ۱۲۲گهی که دیده نه بر روی آن صنم بازست
  4. شمارهٔ ۱۲۳تا به روی تو در غمکدة من بازست
  5. شمارهٔ ۱۲۴نی همین ناز تو تنها بهر قتل ما بس است
  6. شمارهٔ ۱۲۵اختر بی‌نور ما شمع مزار ما بس است
  7. شمارهٔ ۱۲۶صحرا خوش است و دشت خوش است و چمن خوش است
  8. شمارهٔ ۱۲۷خوی بر رخت که رشک گلستان آتش است
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.