پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۳

یوسف بازار ما هم خود خریدار خودست

خوش قیامت کرده غم هر کس گرفتار خودست

راز دل پوشیده کی ماند به منع گفتگو

لب اگر خاموش گردد رنگ در کار خودست

بر زمین ننهاد تا بر کف گرفت آیینه را

آنکه عالم شد گرفتارش گرفتار خودست

عالمی زیر و زبر گردد نپردازد به کس

بسکه در هنگامه گرمی‌های بازار خودست

گر نپردازد به حال عاشقان پر دور نیست

امشب آن آیینه عاشق محو دیدار خودست

هستی عالم همه یک پرتو از رخسار اوست

بی‌جمالش روز روشن هم شب تار خودست

ذوق دیدار تو دارد زنده دل هر ذرّه را

ورنه بی روی تو هر جا خاطری بار خودست

در چنین میدان که کس را نیست پروایی ز سر

زاهد افسرده دل در فکر دستار خودست

لب ببند و درد دل فیّاض سر کن کاینه

گرچه خاموش است در تقریر اسرار خودست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۵خاطر ما به تو صد جا بندست
  2. شمارهٔ ۱۱۶نه زابرش خبر و نه ز بهارش یادست
  3. شمارهٔ ۱۱۷دلم پای‌بند نسیم بهارست
  4. شمارهٔ ۱۱۸گذشت موسم گل لیک یار جلوه‌گرست
  5. شمارهٔ ۱۱۹مگر از عشق نگاری به دلش تأثیرست
  6. شمارهٔ ۱۲۰دل تهی از خون شد و دیده چو کوثر پرست
  7. شمارهٔ ۱۲۱منم که مرغ دلم صید عشوه و نازست
  8. شمارهٔ ۱۲۲گهی که دیده نه بر روی آن صنم بازست
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.