پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۵

شیشه هم بزمست با او، ساغرش هم مشرب است

ای دل ارخون در جگر داری برای امشب است

دست و پایی می‌توان زد مطلب دل گر یکی است

این دل بی‌دست و پا سردرگم صد مطلب است

وعدة پابوست از بس عقده‌ام بر عقده ریخت

جان گره گردید چون تبخاله اینک بر لب است

روز وصل دوستداران می‌کشد آخر به هجر

آفتاب صبح هر جا می‌رود رو در شب است

دیده‌ام فیّاض تا در پیچش آن موی میان

هر سر مو بر تنم در پیچش تاب و تب است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۷مه روی تو که آرایش هر مهتاب است
  2. شمارهٔ ۱۰۸از عشق که جان در تن بیمار حزین است
  3. شمارهٔ ۱۰۹حسن محجوب ز نظّاره خطرها دارد
  4. شمارهٔ ۱۱۰چه کنم صلح کسی جنگ و ستیز تو که خوبست
  5. شمارهٔ ۱۱۱تنم از رنج و بلا مایه‌ده ایّوبست
  6. شمارهٔ ۱۱۲ز زهر ناوک او دل چو شهد خرسندست
  7. شمارهٔ ۱۱۳یوسف بازار ما هم خود خریدار خودست
  8. شمارهٔ ۱۱۴چون بر سر راه عدم است آنچه وجود است
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.