پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹

مشق شوخی می‌‌کند طفلی به قصد جان ما

باده‌ای در غوره دارد ساقی دوران ما

شوخی حسن ترا نازم که در هجران و وصل

جلوه از هم نگسلد در دیدة حیران ما

گرچه ما خون می‌خوریم اما ز گردون ایمنیم

عشق ما شد هم بلا و هم بلاگردان ما

در برون آسمان بهتر که جایی خوش کنیم

شورش سیل فنا ره کرد در ایوان ما

ما ز دلگیری چه می‌کردیم در دیر وجود

گر عدم را ره نمی‌دادند در بنیان ما؟

عمرها شد تا رگ خواهش گشودیم و هنوز

خون حسرت‌های فاسد جوشد از شریان ما

ما قبای هستی خود واژگون پوشیده‌ایم

ابره‌اش مضمون ما و آستر عنوان ما

یوسف کنعان عقلیم و زلیخا نفس شوم

چاه ما دنیا و ابنای زمان اخوان ما

نوبت پرسش نمی‌افتد به دست هیچ‌کس

در قیامت داور ما گر کند دیوان ما

زین خجالت‌ها که ما را از گناهان حاصل است

زهد زاهد را نیارد در نظر عصیان ما

عهد ما از بی‌وفایی‌ها نگردد رخنه‌دار

کرده با ایمان ما هم‌طینتی پیمان ما

وه که ما چشم قبول از عشق داریم و هنوز

پر نکرد از خام‌سوزی رنگ کفر ایمان ما

غرق نافرمانییم و طرفه‌تر این کز کرم

می‌برد فرمانروای ما همان فرمان ما

هست خط تیره‌رو در مصحف روی بتان

در بیان تیره‌روزی آیه‌ای در شان ما

ما کجا و طالع صید مراد دل کجا

همسری با آسمان! کی گنجد این در شان ما؟

تا به کی فیّاض بر ما ظلم و بیداد فراق

گو رعیت‌پروری بهتر کند سلطان ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱بسکه افسردگی از هجر تو شد پیشة ما
  2. شمارهٔ ۲۲کارگر نیست به غم تیشة اندیشة ما
  3. شمارهٔ ۲۳گفته‌ای بیدار باید عاشق دیدار ما
  4. شمارهٔ ۲۴کشت ما را تغافل یار بی‌پروای ما
  5. شمارهٔ ۲۵وصل شد باعث جدایی ما
  6. شمارهٔ ۲۶بر وضع افلاک ای پسر کم تکیه کن در کارها
  7. شمارهٔ ۲۷تا تو افکندی به دولت سایه بر گلزارها
  8. شمارهٔ ۲۸نفی قیل و قال کم کن ای که خواهی حال‌ها
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.