پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱

بسکه افسردگی از هجر تو شد پیشة ما

کان یاقوت بود بی‌تو رگ و ریشة ما

تا نباشد به نظر چهرة افروخته‌ای

خون معنی نزند جوش در اندیشة ما

نتوان برد به هر کاوشی از جا ما را

رگ لعلیم که در سنگ بود ریشة ما

پی ما گیر و دلیرانه درآ در صف عشق

روبه وهمِ ترا شیر کند بیشة ما

با همه ساده‌دلی غم چو امانت سپرد

پرده بر رنگ رخ می‌ندرد شیشة ما

رگ لعلی نتوان یافت درین کان فیّاض

هم ز خونِ سرِ ما سرخ شود تیشة ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳گفته‌ای بیدار باید عاشق دیدار ما
  2. شمارهٔ ۲۴کشت ما را تغافل یار بی‌پروای ما
  3. شمارهٔ ۲۵وصل شد باعث جدایی ما
  4. شمارهٔ ۲۶بر وضع افلاک ای پسر کم تکیه کن در کارها
  5. شمارهٔ ۲۷تا تو افکندی به دولت سایه بر گلزارها
  6. شمارهٔ ۲۸نفی قیل و قال کم کن ای که خواهی حال‌ها
  7. شمارهٔ ۲۹الا یا ایّها السّاقی ادر کأساً و ناولها
  8. شمارهٔ ۳۰کجا شد آن نمک‌پاشی به زخم از همزبانی‌ها
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.