پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی

غزلیات

۷۱۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۲۴۱ ز استغنا خیالش را به ما پروا نمی‌افتد
  2. شمارهٔ ۲۴۲ کجا چو تیغ‌کشی در میان سپر گنجد!
  3. شمارهٔ ۲۴۳ سخن ز تنگیت اندر دهن نمی‌گنجد
  4. شمارهٔ ۲۴۴ ز من دور آن پری پیکر به صد دستور می‌گردد
  5. شمارهٔ ۲۴۵ ز اشک گرم من آتش کباب می‌گردد
  6. شمارهٔ ۲۴۶ به گلشن چون روی مرغ از نوا خاموش می‌گردد
  7. شمارهٔ ۲۴۷ دل مسیح ز دردم شکسته می‌گردد
  8. شمارهٔ ۲۴۸ نگاهش ناگهان چون تیر نازی بر کمان بندد
  9. شمارهٔ ۲۴۹ هر آه که درد از دل ناشاد برآرد
  10. شمارهٔ ۲۵۰ تا نکتة رنگینِ ادا جوش برآورد
  11. شمارهٔ ۲۵۱ تا ذوق نوا بر لب من جوش برآورد
  12. شمارهٔ ۲۵۲ شکستن رنگ از جانم برآورد
  13. شمارهٔ ۲۵۳ کسی که صبر به جنگ عتاب می‌آرد
  14. شمارهٔ ۲۵۴ مرا پای طلب از رهگذاری خارها دارد
  15. شمارهٔ ۲۵۵ به تماشای گل و لاله که پروا دارد؟
  16. شمارهٔ ۲۵۶ لبت تا شیوة سحر و فسون را مضطرب دارد
  17. شمارهٔ ۲۵۷ دلم امشب که ز تیغ تو جراحت دارد
  18. شمارهٔ ۲۵۸ چنان دل تیر آن ابرو کمان را در نظر دارد
  19. شمارهٔ ۲۵۹ ز اشکم چهره گه خونین و گه همرنگ زر دارد
  20. شمارهٔ ۲۶۰ به رنگ عشقبازان برگ برگش رنگ زر دارد
  21. شمارهٔ ۲۶۱ نه اخگر از فسردان گرد خاکستر به بردارد؟
  22. شمارهٔ ۲۶۲ در آستین مژه‌ام طرح گلستان دارد
  23. شمارهٔ ۲۶۳ حدیث قتل من با تیغ دایم در عیان دارد
  24. شمارهٔ ۲۶۴ لب شیرین تبسّم خندة سحرآفرین دارد
  25. شمارهٔ ۲۶۵ به ما عمریست زلف یار سودا در میان دارد
  26. شمارهٔ ۲۶۶ به گوشه چشم سیاهت نگه به من دارد
  27. شمارهٔ ۲۶۷ از بس که هوای دهن تنگ تو دارد
  28. شمارهٔ ۲۶۸ ز طرز غنچه پی بردم که شرم روی او دارد
  29. شمارهٔ ۲۶۹ مگر دلِ به غم عشق بسته‌ای دارد
  30. شمارهٔ ۲۷۰ عاشق آنست که در بر گل رویی دارد
  31. شمارهٔ ۲۷۱ بگو به شعله که پروانه بی تو تاب ندارد
  32. شمارهٔ ۲۷۲ چمن بی‌تو فیض هوایی ندارد
  33. شمارهٔ ۲۷۳ ز جور تو دل امتناعی ندارد
  34. شمارهٔ ۲۷۴ دو چشمت میل هشیاری ندارد
  35. شمارهٔ ۲۷۵ تنها نه ز زلفت دلم آرام ندارد
  36. شمارهٔ ۲۷۶ گر خود ز لطف گامی در راه ما گذارد
  37. شمارهٔ ۲۷۷ سرو نتوانست لاف قامتش از پیش برد
  38. شمارهٔ ۲۷۸ کسی ز کوی تو تا چند حبیب چاک برد!
  39. شمارهٔ ۲۷۹ ذوق دیدارست کامی کز جهان دل می‌برد
  40. شمارهٔ ۲۸۰ دوران حیله باز زما روبرو برد
  41. شمارهٔ ۲۸۱ نبرم منّت کس کاش شرابم نبرد
  42. شمارهٔ ۲۸۲ امشب که از نم مژه آبم نمی‌برد
  43. شمارهٔ ۲۸۳ کس جان ز زخم خنجر مژگان نمی‌برد
  44. شمارهٔ ۲۸۴ بسکه آرام از نگاهش بی‌محابا می‌پرد
  45. شمارهٔ ۲۸۵ گر نسیم صبحگاهی گلستان می‌پرورد
  46. شمارهٔ ۲۸۶ لعلت که باغ خنده ازو آب می‌خورد
  47. شمارهٔ ۲۸۷ لعل لبت ز خون گهر آب میخورد
  48. شمارهٔ ۲۸۸ منگر که نگاهی ز سر ناز به ما کرد
  49. شمارهٔ ۲۸۹ گفت و گو یک حرف را تفسیر نتوانست کرد
  50. شمارهٔ ۲۹۰ خویش را بر آب و بر آیینه تا اظهار کرد
  51. شمارهٔ ۲۹۱ بی‌تو تا ره بر غبار خاطر غمناک کرد
  52. شمارهٔ ۲۹۲ کثرت غم در دلم بر یاد او جا تنگ کرد
  53. شمارهٔ ۲۹۳ نماز شام چنان نشئة میش گل کرد
  54. شمارهٔ ۲۹۴ مشّاطه چو آرایش آن زلف علم کرد
  55. شمارهٔ ۲۹۵ عشق ظاهر نمی‌توانم کرد
  56. شمارهٔ ۲۹۶ با یاد تو کونین فراموش توان کرد
  57. شمارهٔ ۲۹۷ به آن قد سرفرازی می‌توان کرد
  58. شمارهٔ ۲۹۸ به آن رخ جلوة خور می‌توان کرد
  59. شمارهٔ ۲۹۹ گفتگوی چشم جادویی مرا دیوانه کرد
  60. شمارهٔ ۳۰۰ گفتمش صد بار و ترک صحبت دشمن نکرد

متن اشعار به نقل از گنجور.