پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی

غزلیات

۷۱۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۳۰۱ یار در دلداری ما هیچ خودداری نکرد
  2. شمارهٔ ۳۰۲ عجب ار درین بهاران گل و لاله بار گیرد
  3. شمارهٔ ۳۰۳ چون صبا از گل تو بو گیرد
  4. شمارهٔ ۳۰۴ دماغم باج ذوق از نشئة سرشار می‌گیرد
  5. شمارهٔ ۳۰۵ به صد افسون در آن دل یاد من منزل نمی‌گیرد
  6. شمارهٔ ۳۰۶ چه شد بازم که زخمم باج از مرهم نمی‌گیرد
  7. شمارهٔ ۳۰۷ چه سازم دست دردی دامن جانم نمی‌گیرد
  8. شمارهٔ ۳۰۸ ویرانه دلی دان که محبّت نپذیرد
  9. شمارهٔ ۳۰۹ فریب جنّتم در عشق کی مغرور می‌سازد
  10. شمارهٔ ۳۱۰ شب از هجر رخت صد غم در غمخانة ما زد
  11. شمارهٔ ۳۱۱ صبح بلبل به نوا برخیزد
  12. شمارهٔ ۳۱۲ که می‌تواند از پیش یار برخیزد؟
  13. شمارهٔ ۳۱۳ جو آید در چمن از عندلیبان شور برخیزد
  14. شمارهٔ ۳۱۴ به باغ سبزه چو بیند خطت به سر خیزد
  15. شمارهٔ ۳۱۵ قدم از بار محنت برنخیزد
  16. شمارهٔ ۳۱۶ از دعا گویا اثر بازم به مطلب می‌رسد
  17. شمارهٔ ۳۱۷ ناله از دل تا به لب از ضعف مشکل میرسد
  18. شمارهٔ ۳۱۸ بخت کو کز تو بمن مژدة یادی برسد
  19. شمارهٔ ۳۱۹ کسی به درد سخن غیر طبع من نرسد
  20. شمارهٔ ۳۲۰ تا کی چنینم از مژه خون جگر چکد
  21. شمارهٔ ۳۲۱ ز عریانی نیندیشم اگر عالم خطر باشد
  22. شمارهٔ ۳۲۲ یک شب که نه در وصال باشد
  23. شمارهٔ ۳۲۳ خوشا آن دل که تا جان باشدش اندوهگین باشد
  24. شمارهٔ ۳۲۴ حنای پای تو شد خون من، حلال تو باشد
  25. شمارهٔ ۳۲۵ آن شوخ ز حالم خبری داشته باشد
  26. شمارهٔ ۳۲۶ آیینه سنگ بود ترا دید و آب شد
  27. شمارهٔ ۳۲۷ بس که دلگیرم غم از آمیزشم دلگیر شد
  28. شمارهٔ ۳۲۸ اقبال رو نمود و به ما یار یار شد
  29. شمارهٔ ۳۲۹ کسی به دعوی مهرش چو صبح صادق شد
  30. شمارهٔ ۳۳۰ آمد بهار و خانه به زندان شریک شد
  31. شمارهٔ ۳۳۱ دردا که غمزة دوست دشمن شکار هم شد
  32. شمارهٔ ۳۳۲ به مهر آموختیم آن طفل را بی‌مهریش فن شد
  33. شمارهٔ ۳۳۳ دلم شبی که خیال ترا نشیمن شد
  34. شمارهٔ ۳۳۴ دل از جفای محرم و بیگانه پر نشد
  35. شمارهٔ ۳۳۵ پای دل تا به ره عشق تو فرسوده نشد
  36. شمارهٔ ۳۳۶ که گفت غنچة خندان به آن دهان ماند!
  37. شمارهٔ ۳۳۷ بهشت عدن به حسن رسیده می‌ماند
  38. شمارهٔ ۳۳۸ بیا که بی تو نه ساغر نه شیشه می‌ماند
  39. شمارهٔ ۳۳۹ بسکه کردم داد از آن بت قوّت دادم نماند
  40. شمارهٔ ۳۴۰ رسم سرایت نفس ناتوان نماند
  41. شمارهٔ ۳۴۱ هر کس به عارض تو خط مشک فام خواند
  42. شمارهٔ ۳۴۲ جدا از کوی او شوقم گل و گلشن نمی‌داند
  43. شمارهٔ ۳۴۳ بیوفا و بد و بیدادگرت ساخته‌اند
  44. شمارهٔ ۳۴۴ کج ابروان که چهره به می تاب داده‌اند
  45. شمارهٔ ۳۴۵ عشّاق دل به چین جبینی سپرده‌اند
  46. شمارهٔ ۳۴۶ آنانکه پی به راه توکّل فشرده‌اند
  47. شمارهٔ ۳۴۷ چشم دلم به عالم بالا گشاده‌اند
  48. شمارهٔ ۳۴۸ از پی قتلم دگر، درد و غم، آماده‌اند
  49. شمارهٔ ۳۴۹ خوبان که شوخی مژه از تیر برده‌اند
  50. شمارهٔ ۳۵۰ چون خوی دلبران ز عتابم سرشته‌اند
  51. شمارهٔ ۳۵۱ عندلیب گلشنم گلخن نصیبم کرده‌اند
  52. شمارهٔ ۳۵۲ زرشک خال که سوزد بر آن عذار سپند
  53. شمارهٔ ۳۵۳ هر کاروان که راه به کوی تو ساختند
  54. شمارهٔ ۳۵۴ نقشبندانی که طرح روی جانان ریختند
  55. شمارهٔ ۳۵۵ یک بار نکردیم در آن دل اثری چند
  56. شمارهٔ ۳۵۶ بی تو یارانم کشان سوی گلستان می‌برند
  57. شمارهٔ ۳۵۷ بیدلان دور از لبش چون جام گلگون می‌خورند
  58. شمارهٔ ۳۵۸ صبح خیزان چو به کف جام مصّفا گیرند
  59. شمارهٔ ۳۵۹ اسیران پرده از حال دل خود بر نمی‌گیرند
  60. شمارهٔ ۳۶۰ به چمن روی نهی سرو و سمن می‌سوزند

متن اشعار به نقل از گنجور.