پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی

اهلی شیرازی

غزلیات

۱,۳۹۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۹۶۱ رفتیم برون زین چمن و هیچ نگفتیم
  2. شمارهٔ ۹۶۲ ساقی کریم و یار خطاپوش و شاه هم
  3. شمارهٔ ۹۶۳ دیوانه عشق توام مجنون مادرزاد هم
  4. شمارهٔ ۹۶۴ در صحبت کس جام فراغی نکشیدیم
  5. شمارهٔ ۹۶۵ از داغ می اگرچه در آتش چو لاله ام
  6. شمارهٔ ۹۶۶ خوش آنکه مست بروی تو دیده باز کنم
  7. شمارهٔ ۹۶۷ برتافت رخ چو آینه آنماه چون کنم
  8. شمارهٔ ۹۶۸ نوروزی ازین ما بفراغی ننشستیم
  9. شمارهٔ ۹۶۹ من خسته ای فلک کی دمی از تو شاد گشتم
  10. شمارهٔ ۹۷۰ آنچنانم ز فراقت که ندانم چکنم
  11. شمارهٔ ۹۷۱ چون سایه گذر زان مه رخساره نداریم
  12. شمارهٔ ۹۷۲ از بسکه شدم جامه دران نعره زنان هم
  13. شمارهٔ ۹۷۳ ماییم که در دیر خرابات مقیمیم
  14. شمارهٔ ۹۷۴ من سوخته خال و خط سیمبرانم
  15. شمارهٔ ۹۷۵ نه چنان بگرد کویت من ناصبور گردم
  16. شمارهٔ ۹۷۶ تاچند وصل روی تو ایمه طلب کنیم
  17. شمارهٔ ۹۷۷ چه شود گرت زمانی من دلفکار بینم
  18. شمارهٔ ۹۷۸ شبها چو سگان در طلبت در بدر افتم
  19. شمارهٔ ۹۷۹ چون لاله جگر چاک شدم غرقه بخون هم
  20. شمارهٔ ۹۸۰ آنم که دل بعالم پرغم نمیدهم
  21. شمارهٔ ۹۸۱ تو شوخ نوجوانی من پیر ناتوانم
  22. شمارهٔ ۹۸۲ گنجی چو تو در سینه به کونین چه کارم؟
  23. شمارهٔ ۹۸۳ تو با فراغ خود امروز شاد و فردا هم
  24. شمارهٔ ۹۸۴ ز بسکه رخنه ز تیر تو در درون دارم
  25. شمارهٔ ۹۸۵ کنون که جامه چو من میدری که سر مستم
  26. شمارهٔ ۹۸۶ نیستم طاقت که آه داد خواهی بشنوم
  27. شمارهٔ ۹۸۷ دی در رهش چو دیدم بس شرمناک گشتم
  28. شمارهٔ ۹۸۸ می ده که بی غبار غمی از جهان روم
  29. شمارهٔ ۹۸۹ یاد من کردی من از بخت این زیادت یافتم
  30. شمارهٔ ۹۹۰ تا کی از گریه گره بر لب فریاد زنم
  31. شمارهٔ ۹۹۱ چندان بر آستان خرابات سر نهم
  32. شمارهٔ ۹۹۲ هر چند که خود دل ببلای تو سپردم
  33. شمارهٔ ۹۹۳ خوش آنکه تو بازآیی و من پای تو بوسم
  34. شمارهٔ ۹۹۴ چند نالم ز غم و شهر پر آوازه کنم
  35. شمارهٔ ۹۹۵ من که از دور ترا بینم و مدهوش شوم
  36. شمارهٔ ۹۹۶ تا کی بغیر گویی من چشم و گوش باشم
  37. شمارهٔ ۹۹۷ دل کباب از لعل او چون از دلش بیرون کنم
  38. شمارهٔ ۹۹۸ من لاف تقوی تا بکی در خرمن طاعت زنم
  39. شمارهٔ ۹۹۹ دور از درت به تیغ نه از بهر جان شدم
  40. شمارهٔ ۱۰۰۰ تو در آتش ز تب چو نشمع و من دور از درت گردم
  41. شمارهٔ ۱۰۰۱ عمریست که من خاک ره درد کشانم
  42. شمارهٔ ۱۰۰۲ عمریکه بیرخت من درمانده بوده ام
  43. شمارهٔ ۱۰۰۳ خوش آنکه پیش تو دور از دیار خود گریم
  44. شمارهٔ ۱۰۰۴ دل با تو بگفتار و زبان با دگرانم
  45. شمارهٔ ۱۰۰۵ بیک نظر که بر آن مه شب وصال کنم
  46. شمارهٔ ۱۰۰۶ ناچار اگر دمی ز سر کوی او روم
  47. شمارهٔ ۱۰۰۷ در سجود آستانت از سفر باز آمدیم
  48. شمارهٔ ۱۰۰۸ سنگ جفا بقصد دل زار خسته‌ام
  49. شمارهٔ ۱۰۰۹ با کس سخن مگو که من از غیرت آتشم
  50. شمارهٔ ۱۰۱۰ هر چند از وصالت ای آفتاب دورم
  51. شمارهٔ ۱۰۱۱ ای جگر از تو پر نمک دیده شور بخت هم
  52. شمارهٔ ۱۰۱۲ ظَن مبر کز دودِ دل پیشت شکایت می‌کنم
  53. شمارهٔ ۱۰۱۳ نه تاب وصل و نه صبرم کز و کناره کنم
  54. شمارهٔ ۱۰۱۴ منم آنکه مست و بیخود ز غم تو لاله رویم
  55. شمارهٔ ۱۰۱۵ پیش تو غم دل که نهان بود نگفتیم
  56. شمارهٔ ۱۰۱۶ تو عیش کن بفراغت که من سپند توام
  57. شمارهٔ ۱۰۱۷ سایه صفت ز ماه خود میل وصال میکنم
  58. شمارهٔ ۱۰۱۸ سوختم چندانکه سر زد شعله از پیراهنم
  59. شمارهٔ ۱۰۱۹ سگ توام من و عمری بغم اسیر شدم
  60. شمارهٔ ۱۰۲۰ ز در مران اگر آلوده و هوسناکیم

متن اشعار به نقل از گنجور.