پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱۶

تو عیش کن بفراغت که من سپند توام

بسوز آتش دل دفع هر گزند توام

غبار دیده بر گرد رهگذارت از آن

گشاده چشم براه سم سمند توام

دل کباب مرا نیست غیر گریه تلخ

ز بسکه سوخته لعل نوشخند توام

شراب تلخ چنانم کجا برد از هوش

که تلخی سخنی از لب چو قند توام

تراست ناز و مرا صد نیاز چون اهلی

تو سرو ناز منی من نیازمند توام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱۸سوختم چندانکه سر زد شعله از پیراهنم
  2. شمارهٔ ۱۰۱۹سگ توام من و عمری بغم اسیر شدم
  3. شمارهٔ ۱۰۲۰ز در مران اگر آلوده و هوسناکیم
  4. شمارهٔ ۱۰۲۱حسرت فرو خورم چه به رویت نظر کنم
  5. شمارهٔ ۱۰۲۲هرگز از بخت نیامد قدحی در دستم
  6. شمارهٔ ۱۰۲۳پیرم چو چنگ با قد پرخم شکسته ام
  7. شمارهٔ ۱۰۲۴ایگل که بوصل تو رسیدن نتوانم
  8. شمارهٔ ۱۰۲۵عمری‌ست کز عشق بتان این شور و مستی می‌کنم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.