پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱۹

سگ توام من و عمری بغم اسیر شدم

مرانم از در خود این زمان که پیر شدم

امید از تو نگاهی بگوشه چشم است

من از جهان بامید تو گوشه گیر شدم

بجان هنوز خریدار یوسفم هر چند

که او عزیز جهان گشت و من فقیر شدم

نداشت زخم من از مرهم طبیبان سود

هم از خدنگ تو آخر دوا پذیر شدم

تو آفتابی از آن خوارم از تو یکذره

که من بطالع کم دره حقیر شدم

شدم به تیر ملامت نشانه در عالم

ز بسکه سینه کرده پیش تیر شدم

اسیر عشق تو چون اهلیم مکش زارم

که کشتنی نشدم گر ترا اسیر شدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲۱حسرت فرو خورم چه به رویت نظر کنم
  2. شمارهٔ ۱۰۲۲هرگز از بخت نیامد قدحی در دستم
  3. شمارهٔ ۱۰۲۳پیرم چو چنگ با قد پرخم شکسته ام
  4. شمارهٔ ۱۰۲۴ایگل که بوصل تو رسیدن نتوانم
  5. شمارهٔ ۱۰۲۵عمری‌ست کز عشق بتان این شور و مستی می‌کنم
  6. شمارهٔ ۱۰۲۶چو ماه نوجمال عالم افروزش که می بینم
  7. شمارهٔ ۱۰۲۷سوختم از نوش وصلت کارزو میداشتم
  8. شمارهٔ ۱۰۲۸از برون چون مگس آلوده بشهد هوسیم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.