پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲۴

ایگل که بوصل تو رسیدن نتوانم

زان خار شدم کز تو بریدن نتوانم

فریاد که از شوق جمال تو هلاکم

وز نازکی خوی تو دیدن نتوانم

از گوشه ابروی توام چشم گشادست

هرچند کمان تو کشیدن نتوانم

ای یوسف مصری به زکاتم نظری کن

چون گوهر وصل تو خریدن نتوانم

پروانه صفت بال و پرم سوختی ایشمع

تا پیش تو گستاخ پریدن نتوانم

بویی بفرست ای چمن حسن تو باری

گر من گلی از باغ تو چیدن نتوانم

زهرم مده و صبر مفرما ز رخ خود

کاین چاشنی تلخ چشیدن نتوانم

اهلی به طپیدن نرهد کس ز کمندش

تسلیم شو چونکه رهیدن نتوانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲۶چو ماه نوجمال عالم افروزش که می بینم
  2. شمارهٔ ۱۰۲۷سوختم از نوش وصلت کارزو میداشتم
  3. شمارهٔ ۱۰۲۸از برون چون مگس آلوده بشهد هوسیم
  4. شمارهٔ ۱۰۲۹سرو من، چون سخن از لعل چو قندت گویم
  5. شمارهٔ ۱۰۳۰بصبر اگرچه بسی روزها بسر کردم
  6. شمارهٔ ۱۰۳۱کاش آنزمان که سوخته میشد ستاره ام
  7. شمارهٔ ۱۰۳۲پیش تو ایطبیب جان بسکه ز خویش میروم
  8. شمارهٔ ۱۰۳۳غیرت عشق کی هلد، کز ستم تو دم زنم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.