پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۳۰

بصبر اگرچه بسی روزها بسر کردم

دگر ربودیم از دست تا نظر کردم

بیک نظر که بکردم من از پی راحت

جراحت جگر خویش تازه تر کردم

دلم بهجر تو چون آرمیده بود چرا

طپیدن دل آسوده را خبر کردم

دگر درون دلم جای میکنی هرچند

ز رشک یاری غیرت ز دل بدر کردم

چو مرغ نامه بر از شوق دیدنش اهلی

هزار بار من از خویشتن سفر کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۳۲پیش تو ایطبیب جان بسکه ز خویش میروم
  2. شمارهٔ ۱۰۳۳غیرت عشق کی هلد، کز ستم تو دم زنم
  3. شمارهٔ ۱۰۳۴چند از هوس آن لب چون قند بسوزم
  4. شمارهٔ ۱۰۳۵سخن نگفته بهم جنگ و ماجرا داریم
  5. شمارهٔ ۱۰۳۶تا کی خمار محنت آن سیمبر کشم
  6. شمارهٔ ۱۰۳۷منعت از همنفسان چند بصد پند کنم
  7. شمارهٔ ۱۰۳۸با چون تو شوخی سرو قد عاشق کش و طناز هم
  8. شمارهٔ ۱۰۳۹ز بسکه خار ملامت کشیده دامانم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.