پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲۹

سرو من، چون سخن از لعل چو قندت گویم

بوسه یی خواهم و ترسم که بلندت گویم

آتش دل مگر از سینه خود آید بزبان

ورنه من حال دل سوخته چندت گویم

میرسی خرم و خندان مگذر بهر خدا

تا دعایی ز پی دفع گزندت گویم

بشنو از من سخنی ای دل غافل بخود آ

گرچه زان کار گذشتست که پندت گویم

شد پسند دل اهلی ز تو دشواری غم

زان قبول دل دشوار پسندت گویم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۳۱کاش آنزمان که سوخته میشد ستاره ام
  2. شمارهٔ ۱۰۳۲پیش تو ایطبیب جان بسکه ز خویش میروم
  3. شمارهٔ ۱۰۳۳غیرت عشق کی هلد، کز ستم تو دم زنم
  4. شمارهٔ ۱۰۳۴چند از هوس آن لب چون قند بسوزم
  5. شمارهٔ ۱۰۳۵سخن نگفته بهم جنگ و ماجرا داریم
  6. شمارهٔ ۱۰۳۶تا کی خمار محنت آن سیمبر کشم
  7. شمارهٔ ۱۰۳۷منعت از همنفسان چند بصد پند کنم
  8. شمارهٔ ۱۰۳۸با چون تو شوخی سرو قد عاشق کش و طناز هم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.