پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۳۷

منعت از همنفسان چند بصد پند کنم

من که خود دلشده ام منع کسان چند کنم

بیوفایی مکن از دوری من حمل که من

گر کنار از تو کنم بهر زبان بند کنم

جای دوری بود از رشک رقیب تو ولی

چون زیم بیتو و خود را بچه خرسند کنم

بیتو در صبر زیم عمری و باز آنهمه صبر

صرف یکخنده آن لعل شکر خند کنم

طعنه بر شورش مجنون نتوان زد اهلی

من دیوانه چرا عیب خردمند کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۳۹ز بسکه خار ملامت کشیده دامانم
  2. شمارهٔ ۱۰۴۰هست کحل بصر از خاک ره او هوسم
  3. شمارهٔ ۱۰۴۱جان نذر کرده ام که بپایت فدا کنم
  4. شمارهٔ ۱۰۴۲دل از آرزو چه خون شد بدعا چه کام خواهم
  5. شمارهٔ ۱۰۴۳چو بینم هر دمت با غیر از غیرت خراب افتم
  6. شمارهٔ ۱۰۴۴دش از داغت زمانی در غم دل بوده ام
  7. شمارهٔ ۱۰۴۵طوفان کنم از اشک و رخ خاک بشویم
  8. شمارهٔ ۱۰۴۶شب وعده داد مست و بره دیده دوختم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.