پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۴۴

دش از داغت زمانی در غم دل بوده ام

سوختم زین غم که یکدم از تو غافل بوده ام

ناصحا مهر پریرویان مرا دیوانه کرد

ورنه من هم روزگاری چون تو عاقل بوده ام

در چمن گر بوده ام در سایه سنبل بخواب

بی سر زلف تو گویا در سلاسل بوده ام

شیخ مسجد بوده ام سر حلقه رندان شدم

هر کجا بودم بیمن دوست مقبل بوده ام

کعبه مقصود را نتوان بکام خویش یافت

ساقیا می ده که من در سعی باطل بوده ام

از نشان کعبه ام اهلی چو مجنون بیخبر

بس کز آن محمل نشین حیران محمل بوده ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۴۶شب وعده داد مست و بره دیده دوختم
  2. شمارهٔ ۱۰۴۷شدم بازیچهٔ طفلان که در هرجا که بنشینم
  3. شمارهٔ ۱۰۴۸روز آخر کز جهان با دیده گریان روم
  4. شمارهٔ ۱۰۴۹من که چون لاله ز داغ تو بر افروخته ام
  5. شمارهٔ ۱۰۵۰ندارم چاره یی جانا که با لعلت در آمیزم
  6. شمارهٔ ۱۰۵۱اسیر در دم و یک همنفس نمی بینم
  7. شمارهٔ ۱۰۵۲آن عید مشتاقان که من قربان او صد جان کنم
  8. شمارهٔ ۱۰۵۳از جور چه دل ملول دارم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.