پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۴۸

روز آخر کز جهان با دیده گریان روم

گر نباشد در دلم مهر تو بی ایمان روم

دامن از گلهای خون دل نشویم زان مرا

دامنی پر گل بود روزی کزین بستان روم

بسکه بیحد دود دل در خانه ام فانوس وار

آردم در چرخ و من چون صورت بیجان روم

از لبم کامی ده ای بی رحم و مپسندم که من

چون سکندر نا امید از چشمه حیوان روم

خضر و الیاس اندران سرچشمه آبحیات

معتکف بنشسته چون من بی سر و سامان روم

مینهم پا بر سر هستی و جان در آستین

تا چو اهلی سوی او پاکوبو دست افشان روم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۵۰ندارم چاره یی جانا که با لعلت در آمیزم
  2. شمارهٔ ۱۰۵۱اسیر در دم و یک همنفس نمی بینم
  3. شمارهٔ ۱۰۵۲آن عید مشتاقان که من قربان او صد جان کنم
  4. شمارهٔ ۱۰۵۳از جور چه دل ملول دارم
  5. شمارهٔ ۱۰۵۴مردیم ز غم تا بتو محبوب رسیدیم
  6. شمارهٔ ۱۰۵۵گرچه در رسم ادب از دگران کم نشدیم
  7. شمارهٔ ۱۰۵۶از بسکه می وصلت بیرون رود از دستم
  8. شمارهٔ ۱۰۵۷دل چو کوه از حسرت لعل تو خونشد چون کنم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.