پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۵۶

از بسکه می وصلت بیرون رود از دستم

روزیکه ترا بینم تا روز دگر مستم

ای آفت جان و دل دارم ز تو صد منت

کز دردسر مستی از یمن تو وارستم

در عشق سرافرازی بردار توان کردن

تا من سر جان دارم در کوی غمت پستم

گفتم مگر از مهرت طرفی بتوان بستن

بی مهر و وفا بودی نقش غلطی بستم

در عشق بتان اهلی خوانند اگرم کافر

از روی مسلمانی انصاف دهم هستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۵۸من کز غمت ز دیده می لاله گون خورم
  2. شمارهٔ ۱۰۵۹دیوانه عشقم دهن از خنده نبندم
  3. شمارهٔ ۱۰۶۰توبه کردم عمری اکنون باده صافی میکنم
  4. شمارهٔ ۱۰۶۱شبهای هجر اگر چه دل ریش سوزدم
  5. شمارهٔ ۱۰۶۲ما از صفای سینه چو آیینه همیم
  6. شمارهٔ ۱۰۶۳چون چشم حسرت از تو بسرو سهی کنیم
  7. شمارهٔ ۱۰۶۴گمره شدیم بسکه بره مست رفته ایم
  8. شمارهٔ ۱۰۶۵کشت چون صیدم سگ یار و کشد در خاک هم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.