پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶۱

شبهای هجر اگر چه دل ریش سوزدم

روز وصال باز جگر بیش سوزدم

این هم ز مهر نیست که چندان نظر کند

خواهد کزین نمک جگر ریش سوزدم

یارب چه حالتست که بیگانگان بمن

سوزند بیش از آنکه دل خویش سوزدم

زینگونه کز فغان نگذارم بخواب کس

ترسم که آه مردم درویش سوزدم

اهلی ز داغ عشق نسوزم که سوختن

خوشتر که طعنه های بد اندیش سوزدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۶۳چون چشم حسرت از تو بسرو سهی کنیم
  2. شمارهٔ ۱۰۶۴گمره شدیم بسکه بره مست رفته ایم
  3. شمارهٔ ۱۰۶۵کشت چون صیدم سگ یار و کشد در خاک هم
  4. شمارهٔ ۱۰۶۶تا بکی توبه کنیم از می و دردم شکنیم
  5. شمارهٔ ۱۰۶۷روزه بگذشت و هوای می بیغش دارم
  6. شمارهٔ ۱۰۶۸من از گلهای خون دل از آن رخساره تر دارم
  7. شمارهٔ ۱۰۶۹نگویی در پیت چونعاشقان هرجا نمیگردم
  8. شمارهٔ ۱۰۷۰تو در چمن چو نباشی گل و سمن چکنم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.