پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶۳

چون چشم حسرت از تو بسرو سهی کنیم

آهی کشیم و دل ز کدورت تهی کنیم

بر ما صفای خاک نشینی حرام باد

گر نسبتش به مسند شاهنشهی کنیم

دل زین چمن بزخم تو چون سیب سرخروست

رو زردی آن بود که هوای بهی کنیم

هرچند آگهند حریفان ز حال ما

ما هم نظر ز عالم کار آگهی کنیم

دزدیده آهوی تو نبینیم چون رقیب

ما شیر مشربیم چرا روبهی کنیم

ما از درت بکعبه چو مجنون نمی رویم

دیوانه نیستیم که این گمرهی کنیم

اهلی نظر چو آینه بر غیر او خطاست

هرچند ساده لوح کی این ابلهی کنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۶۵کشت چون صیدم سگ یار و کشد در خاک هم
  2. شمارهٔ ۱۰۶۶تا بکی توبه کنیم از می و دردم شکنیم
  3. شمارهٔ ۱۰۶۷روزه بگذشت و هوای می بیغش دارم
  4. شمارهٔ ۱۰۶۸من از گلهای خون دل از آن رخساره تر دارم
  5. شمارهٔ ۱۰۶۹نگویی در پیت چونعاشقان هرجا نمیگردم
  6. شمارهٔ ۱۰۷۰تو در چمن چو نباشی گل و سمن چکنم
  7. شمارهٔ ۱۰۷۱حدیث سوز دل چون شمع از آن معنی گران دارم
  8. شمارهٔ ۱۰۷۲همین خرسندی ام بس گرچه دور از محفلش گردم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.