پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶۴

گمره شدیم بسکه بره مست رفته ایم

یارب تو دست گیر که از دست رفته ایم

رفتیم از آستان تو در سجده حرم

با همت بلند عجب پست رفته ایم

پیوسته گشت سلسله ما بکوی دوست

از بس چو مور صف زده پیوست رفته ایم

یاران ز دام عشق گریزان چو ماهی اند

ما خود به اختیار درین شست رفته ایم

اهلی دل تو چاره مستی چه میکند

گو نیست شو که ما و تو از هست رفته ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۶۶تا بکی توبه کنیم از می و دردم شکنیم
  2. شمارهٔ ۱۰۶۷روزه بگذشت و هوای می بیغش دارم
  3. شمارهٔ ۱۰۶۸من از گلهای خون دل از آن رخساره تر دارم
  4. شمارهٔ ۱۰۶۹نگویی در پیت چونعاشقان هرجا نمیگردم
  5. شمارهٔ ۱۰۷۰تو در چمن چو نباشی گل و سمن چکنم
  6. شمارهٔ ۱۰۷۱حدیث سوز دل چون شمع از آن معنی گران دارم
  7. شمارهٔ ۱۰۷۲همین خرسندی ام بس گرچه دور از محفلش گردم
  8. شمارهٔ ۱۰۷۳چو شمع بیتو همه آه سوزناک شدم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.