پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷۰

تو در چمن چو نباشی گل و سمن چکنم

کجا برم گل و نظاره چمن چکنم

گل آتشی است پی سوز عاشقان بیتو

منش بدامن و در جیب پیرهن چکنم

ز گشت باغ بیاران گرم شکیبد دل

دمی که هرکس و یاری شوند من چکنم

گرفتم آنکه فریب دل از جدایی تو

ز بوی گل بتوان داد خویشتن چکنم

شکایتی که مرا از تو است چون اهلی

بیک زبان چه بگویم بیک سخن چکنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۷۲همین خرسندی ام بس گرچه دور از محفلش گردم
  2. شمارهٔ ۱۰۷۳چو شمع بیتو همه آه سوزناک شدم
  3. شمارهٔ ۱۰۷۴ما وصل تو با بوالهوسان دوست نداریم
  4. شمارهٔ ۱۰۷۵با آنکه ز شوق نظری خواب ندارم
  5. شمارهٔ ۱۰۷۶عاشق مستم و محنت زده از بار دلم
  6. شمارهٔ ۱۰۷۷گرچه بی بختم و دور از رخ گلفام توام
  7. شمارهٔ ۱۰۷۸از جهان فردم همین در بند رخسار توام
  8. شمارهٔ ۱۰۷۹من آن مستم که از اطوار خود یکمو نمیگردم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.