پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷۵

با آنکه ز شوق نظری خواب ندارم

چون گوشه چشمی فکنی تاب ندارم

بر گریه من گر نکنی رحم تو دانی

من در جگر تشنه دگر آب ندارم

تا گوشه ابروی تو محراب دلم شد

جایی بجز از گوشه محراب ندارم

از ناله من خیل سگان توبه تنگند

وقتست که درد سر اصحاب ندارم

از پیر مغان دورم و تشویش مرا کشت

ورنه گله از صحبت احباب ندارم

در گریه گرم پارود از جا عجبی نیست

خاشاک صفت طاقت سیلاب ندارم

بگشای در وصل بروی من و اهلی

درویش توام روی بهر باب ندارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۷۷گرچه بی بختم و دور از رخ گلفام توام
  2. شمارهٔ ۱۰۷۸از جهان فردم همین در بند رخسار توام
  3. شمارهٔ ۱۰۷۹من آن مستم که از اطوار خود یکمو نمیگردم
  4. شمارهٔ ۱۰۸۰تا نیست می از خود خبرم نیست که هستم
  5. شمارهٔ ۱۰۸۱ما جان ز شوق وصل تو صد باره داده‌ایم
  6. شمارهٔ ۱۰۸۲مست آنم که ز دستت قدحی نوش کنم
  7. شمارهٔ ۱۰۸۳ما سایه صفت سوخته وصل تو ماهیم
  8. شمارهٔ ۱۰۸۴شور ستمت چند کند دور ز خویشم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.