پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷۷

گرچه بی بختم و دور از رخ گلفام توام

شکر این بخت چگویم که در ایام توام

مرغ هرگز نپرد سوی من و من همه عمر

چشم در راه خبر گوش به پیغام توام

ساقیا تشنه لم سوز مرا عیب مکن

چکنم سوخته جرعه یی از جان توام

تو ملک خویی و با من سخن از لطف کنی

من خراب از ستم و کشته دشنام توام

نظری کن که گدای نظرم چون اهلی

نه چو کوته نظران در پی انعام توام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۷۹من آن مستم که از اطوار خود یکمو نمیگردم
  2. شمارهٔ ۱۰۸۰تا نیست می از خود خبرم نیست که هستم
  3. شمارهٔ ۱۰۸۱ما جان ز شوق وصل تو صد باره داده‌ایم
  4. شمارهٔ ۱۰۸۲مست آنم که ز دستت قدحی نوش کنم
  5. شمارهٔ ۱۰۸۳ما سایه صفت سوخته وصل تو ماهیم
  6. شمارهٔ ۱۰۸۴شور ستمت چند کند دور ز خویشم
  7. شمارهٔ ۱۰۸۵دمی که همنفسان گرم گفتگو بینم
  8. شمارهٔ ۱۰۸۶تشنه درد توام وز پی درمان نروم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.