پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۸۰

تا نیست می از خود خبرم نیست که هستم

من هوش ندارم مگر آن لحظه که مستم

ز نار مرا کافر و مومن همه دانند

پنهان چکنم عاشق معشوق پرستم

در کوی تو آنم که چو گرد از سر عالم

برخاستم و بر سر راه تو نشستم

چون خویش پرستی بتر از باده پرستی است

المنه لله که بت خویش شکستم

تا در سر زلفش نزدم دست چو اهلی

سررشته مقصود نیفتاد بدستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸۲مست آنم که ز دستت قدحی نوش کنم
  2. شمارهٔ ۱۰۸۳ما سایه صفت سوخته وصل تو ماهیم
  3. شمارهٔ ۱۰۸۴شور ستمت چند کند دور ز خویشم
  4. شمارهٔ ۱۰۸۵دمی که همنفسان گرم گفتگو بینم
  5. شمارهٔ ۱۰۸۶تشنه درد توام وز پی درمان نروم
  6. شمارهٔ ۱۰۸۷ز اشک همچو شفق بیتو غرق خون شده ام
  7. شمارهٔ ۱۰۸۸غم چون تو آفتابی ز جهان پسند دارم
  8. شمارهٔ ۱۰۸۹چو چاره از غم خونخواره نمییابم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.