پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۸۹

چو چاره از غم خونخواره نمییابم

جز آنکه جان بدهم چاره یی نمی یابم

بهار عمر خزان کردم از غمت ایگل

هنوز فرصت نظاره یی نمی یابم

ز دست جور تو آواره جهان گشتم

ولیک همچو خود آواره یی نمی یابم

هنوز تیره شبم با هزار مشعل آه

شبی که همچو تو مهپاره یی نمی یابم

خوشم بخواری دل با هزار زخم زبان

بسختی دل خود خاره یی نمی یابم

شبم نمیرود از غصه خواب اگر روزی

ملامتی ز ستمکاره یی نمی یابم

بجان دوست که هرگز ز خانقه اهلی

صفای محبت میخواره یی نمی یابم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹۱می بده کز غم دنیا دمی آسوده شویم
  2. شمارهٔ ۱۰۹۲تا یافته ام وصل تو در کینه خویشم
  3. شمارهٔ ۱۰۹۳مه من که هرگز گزندت نه بینم
  4. شمارهٔ ۱۰۹۴ز خونم سیر کی گردد که با لعلش نظر دارم
  5. شمارهٔ ۱۰۹۵هرچند که از یار جز آزار ندیدم
  6. شمارهٔ ۱۰۹۶من از صفای درون گر ز خود برون آیم
  7. شمارهٔ ۱۰۹۷در چاره مرهم بدل پاره بماندم
  8. شمارهٔ ۱۰۹۸من سوخته داغ درون پرور عشقم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.