پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۹۸

من سوخته داغ درون پرور عشقم

گر کعبه شوم حلقه بگوش در عشقم

ز آن آتش رسوایی من صد علم افراخت

تا عقل بداند که من از لشکر عشقم

چون ذره به مه دل ندهم مهر پرستم

آری همه حسنی نبود در خور عشقم

فرزند غمم از ازل آورده ام این درد

پرورده درد از پدر و مادر عشقم

هر کسکه چو اهلی ورق عشق مرا خواند

دانست که من آیتی از دفتر عشقم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۰۰از بسکه پیش روی بتان سجدها کنم
  2. شمارهٔ ۱۱۰۱همدمان رفتند و من از همرهان وامانده ام
  3. شمارهٔ ۱۱۰۲در کمال است جمال تو که ما می طلبیم
  4. شمارهٔ ۱۱۰۳مگو که سر بگریبان نشسته غمناکم
  5. شمارهٔ ۱۱۰۴گیریم که خود خار بلا اینهمه کشتیم
  6. شمارهٔ ۱۱۰۵خوش آنکه همنفس یار خویشتن بودم
  7. شمارهٔ ۱۱۰۶نه کس ز بهر تو یارم نه یار کس من هم
  8. شمارهٔ ۱۱۰۷مشنو که از تو سلسله مو در شکایتیم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.