پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰۷

مشنو که از تو سلسله مو در شکایتیم

دیوانه ایم و با دل خود در حکایتیم

جان بر لبست و منتظر یک اشارتست

موقوف یک نگاه تو ای بیعنایتیم

زین در نمیرویم بمیریم غایتش

بنگر که در مقام وفا تا چه غایتیم

جان از وفا حمایت تیغت خرید باز

تا زنده ایم بنده این یک حمایتیم

با غم خوشیم کز ستم بی نهایتت

در کنج بیکران ز غم بی نهایتیم

در ظلمتی که خضر بامید میرود

ما هم امیدوار ببرق هدایتیم

اهلی طمع بخرمن عالم نمیکنیم

ما خوشه چین خرمن شاه ولایتیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۰۹ما حرف ملامت همه از سینه بشستیم
  2. شمارهٔ ۱۱۱۰ز رقیب او چه سازم که کند نظر بکین هم
  3. شمارهٔ ۱۱۱۱پیشت چو آب دیده خود خوار مانده ایم
  4. شمارهٔ ۱۱۱۲ذره خاکم و در کوی تو گر گم باشم
  5. شمارهٔ ۱۱۱۳چند این دل سودازده را پند بگویم
  6. شمارهٔ ۱۱۱۴بپای سرو تو افتاده ایم و مدهوشیم
  7. شمارهٔ ۱۱۱۵ترک خوبان گرچه از دست ملامت میکنیم
  8. شمارهٔ ۱۱۱۶خواهم غبار گردم از کوی او بر آیم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.