پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰۸

زان مرهم دل غیر دل ریش ندیدیم

هرچند که دیدیم ازین پیش ندیدیم

منصور هم از دار نمایش غرضش بود

مردی که بپوشد هنر خویش ندیدیم

هرچند که گشتیم چو مجنون ز پی یار

یاری بجز از سایه خود بیش ندیدیم

بر چرخ منه نام مروت که ز خوانش

جز خون جگر قسمت درویش ندیدیم

باور که کند درد تو اهلی که توگویی

از نوش لبان فایده جز نیش ندیدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۱۰ز رقیب او چه سازم که کند نظر بکین هم
  2. شمارهٔ ۱۱۱۱پیشت چو آب دیده خود خوار مانده ایم
  3. شمارهٔ ۱۱۱۲ذره خاکم و در کوی تو گر گم باشم
  4. شمارهٔ ۱۱۱۳چند این دل سودازده را پند بگویم
  5. شمارهٔ ۱۱۱۴بپای سرو تو افتاده ایم و مدهوشیم
  6. شمارهٔ ۱۱۱۵ترک خوبان گرچه از دست ملامت میکنیم
  7. شمارهٔ ۱۱۱۶خواهم غبار گردم از کوی او بر آیم
  8. شمارهٔ ۱۱۱۷اگر تو دور کنی از درم صبور شوم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.