پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۱۶

خواهم غبار گردم از کوی او بر آیم

... از کوی او بر آیم

در صحبت حریفان از چشم اشکبارم

طوفان غم برآید چون من ز در درآیم

سوزم ز شوق رویت وز رشک همدمانت

هرچند بیش سوزم پیش تو کمتر آیم

من ذره حقیرم در خاک ره فتادم

ای آفتاب بنگر کز خاک ره برآیم

گوش تو با حریفان من در فغان چو بلبل

باد است پیشت ایگل حرفی که من سرایم

از طعنه حسودان جانم بر آید از تن

هرگاه همچو اهلی سوی تو دلبر آیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۱۸شرگشته ام و چاره تقدیر ندارم
  2. شمارهٔ ۱۱۱۹دیده دریا چو شد از گریه چه تدبیر کنم
  3. شمارهٔ ۱۱۲۰خوش آنکه نهی پای بسر منزل خاکم
  4. شمارهٔ ۱۱۲۱چو یار رخت سفر بست من چه کار کنم؟
  5. شمارهٔ ۱۱۲۲آنکه شب روز طرب کرد ز روی چو مهم
  6. شمارهٔ ۱۱۲۳بهر جا چشم بگشایم جمال یار می بینم
  7. شمارهٔ ۱۱۲۴یکدم ایساقی جان می ده و مدهوش کنم
  8. شمارهٔ ۱۱۲۵رخ بخون سرخ کند دیده گریان خودم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.