پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲۰

خوش آنکه نهی پای بسر منزل خاکم

آبی زنم دیده دهی بر دل خاکم

شادی که برویم دگر از خاک چو سبزه

گر سایه سرو تو شود مایل خاکم

ای بحر کرم باز بیک موج عنایت

برهان ز جگر تشنگی ساحل خاکم

دل مرغ سر بام تو شد من سگ کویت

او قابل عرش آمد و من قابل خاکم

اهلی چو سر از خاک بر آرم بقیامت

جز سبزه حسرت نبود حاصل خاکم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲۲آنکه شب روز طرب کرد ز روی چو مهم
  2. شمارهٔ ۱۱۲۳بهر جا چشم بگشایم جمال یار می بینم
  3. شمارهٔ ۱۱۲۴یکدم ایساقی جان می ده و مدهوش کنم
  4. شمارهٔ ۱۱۲۵رخ بخون سرخ کند دیده گریان خودم
  5. شمارهٔ ۱۱۲۶سگ توییم و بر آن در شکسته حال خوشیم
  6. شمارهٔ ۱۱۲۷از جهان چون لاله داغت ایسهی قد میبریم
  7. شمارهٔ ۱۱۲۸ایهمه آرزوی تو فکر من و خیال هم
  8. شمارهٔ ۱۱۲۹من دردمند و ناتوان او سرکش و خونخواره هم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.