پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲۵

رخ بخون سرخ کند دیده گریان خودم

نا بدین رنگ شماری ز شهیدان خودم

میل جانبخشی عیسی نکنم بی لب تو

بلکه در هجر تو بیزار هم از جان خودم

چکنم گر نکنم ناله چو مرغان قفس

مرغ مهجورم و مشتاق گلستان خودم

تا کی از گریه دلم ریش شود هم تو مگر

مرهمی لطف کنی از لب خندان خودم

گر سرم گوی کنی باد فدای سر تو

گو بچوگان که مران از سر میدان خودم

دوستان جمع و من آشفته ز دست دل خود

از که نالم من مسکین که پریشان خودم

همه حیران جمال تو و من چون اهلی

زنده چون مانده ام از هجر تو حیران خودم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲۷از جهان چون لاله داغت ایسهی قد میبریم
  2. شمارهٔ ۱۱۲۸ایهمه آرزوی تو فکر من و خیال هم
  3. شمارهٔ ۱۱۲۹من دردمند و ناتوان او سرکش و خونخواره هم
  4. شمارهٔ ۱۱۳۰ما پیش تیغ سر به ارادت نهاده‌ایم
  5. شمارهٔ ۱۱۳۱چند نالم ز غم و شهر پر آوازه کنم
  6. شمارهٔ ۱۱۳۲بگذر ز آب خضر و دم از جام جم مزن
  7. شمارهٔ ۱۱۳۳اگرچه رسم بود دل به دل‌ستان دادن
  8. شمارهٔ ۱۱۳۴ای که دین و دلم ایثار تو خواهد بودن
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.