پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲۷

از جهان چون لاله داغت ایسهی قد میبریم

از ازل آورده ایم این داغ و با خود میبریم

میرویم ازین چمن با دست خالی همچو گل

داغ دل کاورده ایم اینجا یکی صد میبریم

جان من با عاشقان گر بد کنی نیکو بود

با رقیبان گر نکویی میکنی بد میبریم

ساقیا از غمزه ما را می بحد خود بده

ورنه عیب ما مکن گر مستی از حد میبریم

غلغل عیش حریفان است در طاس فلک

ما همین درد سر از طاق زبرجد میبریم

غم مخور اهلی که آخر در حریم وصل دوست

ره بیمن دولت آل محمد میبریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲۹من دردمند و ناتوان او سرکش و خونخواره هم
  2. شمارهٔ ۱۱۳۰ما پیش تیغ سر به ارادت نهاده‌ایم
  3. شمارهٔ ۱۱۳۱چند نالم ز غم و شهر پر آوازه کنم
  4. شمارهٔ ۱۱۳۲بگذر ز آب خضر و دم از جام جم مزن
  5. شمارهٔ ۱۱۳۳اگرچه رسم بود دل به دل‌ستان دادن
  6. شمارهٔ ۱۱۳۴ای که دین و دلم ایثار تو خواهد بودن
  7. شمارهٔ ۱۱۳۵ایکه میسوزد رخت دلها بداغ خویشتن
  8. شمارهٔ ۱۱۳۶ما خود بریده ایم دل از کار خویشتن
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.