پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۳۵

ایکه میسوزد رخت دلها بداغ خویشتن

بر فروز امروز ازین آتش چراغ خویشتن

اینک اینک میوزد باد خزان ای نوبهار

خیز و فرصت دان گلی چیدن ز باغ خویشتن

ساقیا امروز و فردایی که دوران زان تست

تشنه یی را جرعه یی ده از ایاغ خویشتن

با پریشان بودن عاشق خود او را دل خوش است

نیست عاشق هرکه میجوید فراغ خویشتن

از نسیم زلف او اهلی مجو بوی وفا

این خیال کج برون کن از دماغ خویشتن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۳۷شبی درآ ز در ای شمع و خانه روشن کن
  2. شمارهٔ ۱۱۳۸پرسشی کن ای طبیب و جان ما را شاد کن
  3. شمارهٔ ۱۱۳۹چند باشی با بدان یاد از نکو خواهی بکن
  4. شمارهٔ ۱۱۴۰ای روی دل افروز تو ماه همه خوبان
  5. شمارهٔ ۱۱۴۱قد بین و رخ ببین و لب جانفزا ببین
  6. شمارهٔ ۱۱۴۲دو ضعیفیم من و سایه در آنراه شدن
  7. شمارهٔ ۱۱۴۳چه حسن است این زهی خوبی مگر خورشید و ماه است این
  8. شمارهٔ ۱۱۴۴میخواست شب که داغ نهد دلستان من
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.